221 بازدیدها

به نام خدا

در این مقاله که با عنوان تاسیس و سرمایه‌گذاری موفق در شرکت‌های نانویی ارائه شده است، شما پاسخ برخی سوالات متداول و نیز اطلاعات عملی را در مورد برخی جنبه‌های بنیادی سرمایه‌گذاری بدست خواهید آورد. تلاش بر آن است که در این شماره به برخی سوالات که هر کارآفرین بالقوه‌ای باید از خودش بپرسد جواب داده شود، مانند اینکه آیا من یک کارآفرین هستم؟ چگونه سرمایه‌گذاران مناسب برای کار خود را شناسایی کنم؟ چگونه بازارهای مربوط به محصول ایده‌ام را پیدا کنم؟ در شماره آتی نیز به برخی سوالات مهم دیگر پاسخ داده خواهد شد.
موضوعات مقاله : مدیریتی کاربردی
امروزه فناوری نانو فرصت‌های متعددی را برای حل مشکلات اصلی بشر در اختیار دانشمندان، مهندسان و کارآفرینان قرار داده است. نوآوری‌های مبتنی بر فناوری نانو که با موفقیت به‌صورت محصولات یا خدماتی مناسب تجاری می‌شوند، می‌توانند کل صنایع را متحول نموده و به‌صورت چشمگیری، کیفیت زندگی میلیون‌ها نفر را ارتقا دهند.
اما مسیر تبدیل شدن ایده به محصول یا خدمتی تجاری، مسیری طولانی است. به‌ویژه وقتی این نوآوری با استفاده از فناوری نانو باشد، مرحله تحقیق و توسعه به نسبت طولانی‌تر است. به‌علاوه تعیین دقیق مدت زمان این مرحله (تحقیق و توسعه) بسیار دشوار بوده و نمی‌توان به‌طور قطع موفقیت‌آمیز بودن ایده را پیش‌بینی نمود. طولانی بودن مرحله تحقیق و توسعه، نه تنها مستلزم صرف زمان و تلاش فراوان است، بلکه به یک سرمایه‌گذاری نسبتا بزرگ نیاز دارد. چرا که در طول این دوره درآمدی وجود ندارد که بتوان مخارج را جبران نمود.
اگر چه تعداد زیادی از شرکت‌ها در صنایع گوناگون، از مواد شیمیایی گرفته تا صنایع مربوط به رایانه، سرمایه‌گذاری زیادی برای استفاده از کابردهای فناوری نانو در محصولاتشان کرده‌اند، اما هنوز فرصت-های فراوانی برای کارآفرینان وجود دارد تا مشاغل جدید و موفقی را در این زمینه ایجاد نمایند. تنها در آلمان در پایان سال ۲۰۰۸ در حدود ۷۵۰ فقره از چنین شرکت‌هایی به همراه ۶۳هزار نفر شاغل وجود داشته‌اند که محصولات و خدماتی مبتنی بر فناوری نانو را در بخش‌های مختلف زنجیره تولید ارائه کرده-اند.
آگاهی از ریسک‌های موجود
زمان شروع از ایده تا ورود موفق به بازار را «دره مرگ» می‌نامند. در این مرحله است که اکثر فعالیت-های اقتصادی مخاطره‌آمیز شکست می‌خورند. دلیل تعداد زیاد شکست‌ها عموما این است که توانسته‌اند بر یکی از چهار ریسک ویژه مرحله شروع غلبه کنند. لذا برای هر شرکت نوپایی ـ فارغ از نوع صنعتی که در آن فعالیت می‌کندـ ضروری است که گروه مدیریتی آن شرکت این چهار ریسک را به دقت بررسی کرده و از اثرات آن‌ها در موفقیت یا شکست یک تجارت مخاطره‌آمیز به‌درستی آگاه باشند. این ریسک‌ها عبارتند از:
ریسک اول در فناوری: «آیا ما می‌توانیم این فناوری را بسازیم؟» آیا ما می‌توانیم ابزار یا محصول مورد نظر را بسازیم؟ ساخت آن چقدر دشوار خواهد بود؟ آیا می‌توان از فرایندهای کلیدی تولید و طراحی محصول با استفاده از پتنت‌ها محافظت نمود؟
ریسک دوم در گروه: «آیا ما می‌توانیم این ایده را عملی کنیم؟» آیا پست‌های کلیدی در شرکت ما به افراد مناسبی سپرده شده است؟ آیا افراد گروه مهارت‌ها و تجارب لازم را دارند؟ آیا گروه ما می‌تواند این کسب‌وکار را عملی کند؟
ریسک سوم در بازار: «آیا بازار این محصول را خواهد خرید؟» چه بازاری را می‌توان برای محصول مورد نظر ما در نظر گرفت؟ مشتریان بالقوه ما چه کسانی خواهند بود؟ رقبای ما چه کسانی هستند؟ آیا می‌توان این محصول را با قیمتی که برای ما سودآور باشد فروخت؟ چگونه باید این محصول را در بازار معرفی نمود؟
ریسک چهارم در سرمایه: «چگونه هزینه لازم برای این محصول را بپردازیم» آیا ما می‌توانیم کل هزینه آن را پرداخت کنیم؟ آیا ما دسترسی کافی به سرمایه و نقدینگی داریم؟ اگر نه چگونه سرمایه‌گذاری بیشتری بدست آوریم؟ این برنامه مالی بر حسب درآمدهای آینده و برای تامین مخارج پیش رو چقدر واقعی است؟ سرمایه‌گذاری برای شروع، بزرگ‌ترین سنگ لغزش برای کارآفرینان بلند پرواز است، به-ویژه کسانی که زمینه کاری آن‌ها علمی و فنی بوده و تجربه چندانی در تجارت عملی ندارند.
برای اینکه بتوان ابداعات حوزه فناوری نانو را به محصولات یا خدمات موفق تجاری تبدیل نمود و بتوان به پتانسیل‌های این کسب‌وکار به‌طور کامل دست یافت، ضروری است که موسسان شرکت‌های مبتنی بر فناوری نانو در‌‌ همان مراحل اولیه یک سرمایه‌گذاری مطمئن را تدارک ببینند.
آیا من یک فرد کارآفرین هستم؟
هنگام راه‌اندازی یک شرکت، مسائل شخصی را نادیده نگیرید. پیش از هر چیز باید سوالات زیر را از خودتان بپرسید:
آیا مطمئن هستید با وجود موارد پیش‌بینی نشده و اضطراب‌های شروع یک کارآفرینی، شب می‌توانید خواب راحتی داشته باشید؟
آیا تصمیم‌گیرنده خوبی هستید؟
آیا جزو آن دسته از افرادی هستید که بعد از تحلیل کامل واقعیت‌ها، تصمیم‌گیری می‌کنید و یا تمایل دارید که تصمیم‌های خود را بر اساس احساسات خود بگیرید؟
آیا شما تجربه مدیریتی به‌عنوان ناظر یا به‌عنوان رهبر را دارید؟
آیا می‌دانید چگونه باید افراد و نمایندگان خود را مدیریت کنید و به آن‌ها انگیزه بدهید؟
آیا شما فردی خویشتن‌دار و انگیزه‌بخش هستید؟
آیا شما جزو آن دسته از افرادی هستید که اهداف بلندپروازانه‌ای را برای خود در نظر می‌گیرند؟
آیا شما شخصا عزم و اراده لازم برای رسیدن به این اهداف را دارید؟
آیا حداقل یک دانش پایه‌ای از تجارت دارید؟
آیا توان این را دارید که برای مدتی بدون داشتن درآمد ثابت و مشخص زندگی کنید؟
از نظر سلامت فیزیکی در چه وضعیتی هستید؟ آیا شما بیماری خاصی دارید که با طرح‌های شما منافات داشته باشد؟
آیا توان مواجه شدن با اضطراب‌های پیش رو را دارید؟
آیا آماده‌اید که حداقل در چند سال اول ۶۰ ساعت یا بیشتر در هفته کار کنید؟
آیا می‌توانید روی اقوامتان حساب باز کنید که از شما حمایت کنند؟
آیا جزو آن دسته از افرادی هستید که بیشتر از آنکه از مشکلات فرار کنند، با آن‌ها مواجه شده و سعی می‌کنند راه‌کارهایی خلاقانه برای آن‌ها بیابند؟
خودآموزهای مختلفی برای سنجش ویژگی‌های شخصیتی در اینترنت وجود دارد که به شما کمک کند تا به این سوالات جواب بدهید. این خودآموز‌ها را امتحان کنید، زیرا حداقل موضوعاتی برای فکر کردن در ذهن شما ایجاد خواهند کرد.
لازم است بدانید کسی نیست که نتواند یک کارآفرین باشد. اما اگر شما ضعف‌هایی را در خود احساس می‌کنید ـ البته همه انسان‌ها ضعف‌هایی دارندـ به احتمال زیاد می‌توانید طرح‌های خود را ادامه بدهید تا زمانی که این ضعف‌ها را به‌درستی تشخیص داده و با آن‌ها کنار بیابید. با دوستان خود آزادانه در مورد ویژگی‌های شخصیتی‌تان صحبت کنید. بازخورد آن‌ها برای شما هیچ هزینه مالی ندارد، اما می‌تواند در آینده در موفقیت‌های شما به‌عنوان یک کارآفرین بسیار موثر باشد.
چگونه سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر مناسب برای خود را تشخیص دهم؟
شما در جست‌وجوی‌ خود برای یافتن شرکت یا نهاد سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر مناسب باید ابتدا تمام منابع اطلاعاتی که توانسته‌اید بیابید را بررسی کرده و به چند سوال پایه‌ای زیر جواب بدهید:
آیا این سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر تجربه و تخصص کافی در صنعت شما را دارد؟
آیا این شرکت سابقه موفقیت‌آمیزی دارد؟
چه شرکت‌هایی در لیست سرمایه‌گذاری این شرکت قرار دارند؟ این شرکت‌ها از لحاظ تجاری‌سازی و سودآوری در چه مرحله و موقعیتی هستند؟
این مرکز معمولا در چه مرحله‌ای از رشد شرکت سرمایه‌گذاری می‌کند؟ معمولا حجم سرمایه‌گذاری آن چقدر است؟
این شرکت در مراحل ابتدایی کار یا فقط در مراحل آخر سرمایه‌گذاری می‌کند؟
هنگامی که مشتریان بالقوه‌ای محصول شرکت شما را آزمایش کرده‌اند، آیا ابراز علاقه فراوان نسبت به محصول شما کرده‌اند؟
آیا رقیب بالقوه‌ای در فهرست سرمایه‌گذاری این شرکت وجود دارد؟
شما باید در مورد همه این نکات فکر کنید. اکثر این اطلاعات را می‌توان به سادگی در اینترنت و به-خصوص در وب سایت شرکت یافت. با مقایسه این نکات بین فهرست سرمایه‌گذارانی که تهیه کرده‌اید، قادر خواهید بود تعداد سرمایه‌گذاران مناسب برای کار خود را محدود‌تر کنید.
نکته کاربردی این است که برای کسب دید عمیق‌تر، می‌توانید با تعدادی از شرکت‌هایی که در فهرست سرمایه‌گذاری شرکت منتخب شما قرار دارند، تماس برقرار کنید. شما اغلب می‌توانید به‌واسطه صحبت کردن با این شرکت‌ها اطلاعات بیشتری در مورد میزان واقعی تجربه و تخصص شرکت سرمایه‌گذار پیدا کنید.
چگونه بازارهای مربوط به محصول ایده‌ام را پیدا کنم؟
تحلیل بازار هدف:
شناخت کامل از بازار هدف، امری بسیار ضروری است. برای تدوین یک طرح تجاری واقع‌بینانه که بتواند سرمایه‌گذاران را نسبت به سودده بودن طرح متقاعد کند باید یک تحلیل قوی از فضای صنعتی و بازار هدف ارائه کنید، به‌گونه‌ای که این تحلیل نشان‌دهنده حجم بازار بالقوه باشد. به‌ویژه در مورد راه-اندازی بنگاه‌های اقتصادی ریسک‌پذیر، تحلیل ناقص بازار، غالبا دلیل اصلی شکست کسب‌وکار است.
در این تحلیل باید به دقت حجم بازار، بازار بالقوه در دسترس و رشد آینده بازار در نظر گرفته شود. همچنین این تحلیل باید گویای موارد ورود به بازار و سایر ملاحظات مربوط به بازار باشد. باید تمامی قوانینی که روی این بازار تاثیرگذار خواهند بود را در نظر گرفت و آن‌ها را در این تحلیل لحاظ نمود.
بررسی قدرت رقابت نیز یک امر ضروری است. شما باید یک گزارش کلی از محصولات و خدمات ارائه شده از سوی رقبایتان همراه با محاسن و معایب آن‌ها تهیه کنید.
نکته کاربردی این است که مطالعه بازار می‌تواند مستقیما توسط شما انجام شود. شما باید شناخت خوبی از بازار مربوط به کارتان داشته باشید و بتوانید ارتباطات تجاری مفیدی برقرار کنید. سعی کنید نقشه راه خوبی برای خود ترسیم کنید.
مزیت رقابتی محصولات مبتنی بر فناوری نانو من در بازار چیست؟
تجربه نشان می‌دهد که محصولات جدیدی از این نوع هنگامی در بازار موفق خواهند بود که بر حسب ویژگی‌هایی که مشتری لحاظ می‌کند، دارای مزایای رقابتی باشند. سرمایه‌گذارانی که روی بنگاه‌های ریسک‌پذیر نوپا سرمایه‌گذاری می‌کنند، مایلند که محصول مورد نظرشان ویژگی‌های جذاب منحصر به-فردی برای فروش داشته باشد. به عبارتی دیگر، چه ویژگی‌ای محصول شما را برای مشتری جذاب و قانع‌کننده می‌سازد؟
نکته مورد توجه این است که هنگامی که محصول یا خدمت خود را در طرح تجاریتان توصیف می‌کنید باید از هرگونه توضیحات فنی که ممکن است خواننده اطلاعات علمی لازم برای درک آن‌ها را نداشته باشد، پرهیز کنید. مواظب باشید پتنت‌ها و سایر مواردی که دارای مالکیت معنوی هستند را مطرح نکنید.
اهمیت پتنت‌ها و حقوق مالکیت معنوی چیست؟
ه‌مان طور که بنجامین فرانکلین می‌گوید: «سرمایه‌گذاری روی دانش همیشه بهترین بهره را ایجاد می‌-کند.» در این دوران که رقابت‌ها شکل جهانی به خود گرفته‌اند، کلمه «دانش» باید به‌گونه‌ای نقل شود که معنی «محافظت از دانش» نیز از آن برداشت شود. شرکت‌ها همیشه باید بین نیاز خود به دانش و نیازشان به محافظت از آن تعادل برقرار کنند.
حقوق مالکیت معنوی عاملی بسیار مهم برای خلق ارزش در شرکت‌ها، به‌ویژه شرکت‌های نوپا است. پتنت‌های شرکت‌ها به هر اندازه‌ای که باشند، حتی شرکت‌های بسیار کوچک را قادر می‌سازند تا از دستاوردهای مهم علمی و فنی خود در برابر تعدی شرکت‌های بزرگ و سرمایه‌دار محافظت کنند.
پتنت‌ها و سایر حقوق مالکیت معنوی، ابزاری موثر و بازدارنده‌ای هستند برای دفاع در برابر محصولاتی که در تقلید از محصول شما تولید شده‌اند. این دفاع می‌تواند در برابر بنگاه‌های قوی جهانی و یا محصولات تقلیدی تولید شده توسط تولیدکننده‌های کم ارزش باشد.
حقوق مالکیت معنوی می‌تواند راهکاری اساسی برای کمک به ورود افراد تازه کار به بازار بوده و یک دارایی ارزشمند برای شرکت‌های تجاری کوچک و متوسط است که به آن‌ها کمک می‌کند تا سرمایه‌شان را افزایش دهند. به‌عنوان یک قانون عمومی می‌توان گفت که محافظت از پتنت موجب تسهیل در تامین اعتبار برای شرکت‌های جوان می‌شود. اما هر مخترع باید این ریسک را در نظر بگیرد که مطرح کردن اطلاعات به‌صورت آشکارا در پتنت این دانش را در اختیار رقبای سودجو قرار می‌دهد. یک راه دیگر برای مخترع این است که پیشرفت‌های فنی مربوط به آخرین فناوری‌اش را به اختصار منتشر کند. هرچند که با این کار، رقبا قادر به استفاده از این دانش خواهند شد اما آن‌ها دیگر اجازه ثبت این دانش به نام خود را نخواهند داشت.
نکته کاربردی این است که همیشه یک نگاه کلی به پتنت‌های ثبت شده در حوزه کاریتان نه تنها در کشور یا منطقه خود بلکه در تمام دنیا داشته باشید. این کار را حتی اگر شرکت شما در مراحل پیشرفته‌ای هم باشد، انجام بدهید. مطالعه سایر پتنت‌ها علاوه بر آنکه باعث صرفه‌جویی وقت و تلاش شما برای اختراع مجدد آن‌ها می‌شود، همچنین باعث می‌شود به‌راحتی بتوانید از اختراعاتی که توسط دیگران انجام شده است در کار‌هایتان استفاده نمایید. با مطالعه پتنت‌ها می‌توانید دانش با ارزش و ایده‌هایی خلاقانه برای پیشرفت‌ کارهای خودتان بدست آورید.
تجاری‌سازی و راهبرد بازاریابی باید چگونه باشد؟
فرض کنید ایده‌ای شگفت‌انگیز برای تولید یک محصول دارید و همه چیز خوب و مرتب است. چگونه برای آن بازاریابی خواهید کرد؟ چگونه مشتریان بالقوه را به شرکت خود معرفی می‌کنید؟ در توصیف راهبرد بازاریابیتان باید نکات مهمی که منجر به تجاری‌سازی موفق ایده شما می‌شود را به خوبی تبیین نمایید.
در اینجا شما باید مانند یک سرمایه‌گذار فکر کنید. از خودتان بپرسید چگونه می‌توانم سود کنم؟ و چطور می‌توانم مطمئن باشم که به این سود می‌رسم. برای صحبت با سرمایه‌گذاران بسیار مهم است که به این سوالات جواب داده باشید. هر سرمایه‌گذار یا وام‌دهنده بالقوه‌ای می‌خواهد بداند سرمایه‌گذاری‌اش در حالت واقع‌بینانه موفقیت‌آمیز خواهد بود. اما کیفیت ارائه شما مهم‌تر از کمیت آن است. از نوشتن ۲۵ صفحه متن بی‌محتوا در مورد این‌که چرا تجارت ما سودآور خواهد بود، پرهیز کنید. عامل‌های کلیدی ادعا‌هایتان را می‌توانید به‌صورت خلاصه و فشرده مطرح کنید. شما بعدا فرصت خواهید داشت تا جزئیات بیشتری را توضیح دهید. تنها ۳ تا ۵ مورد از مهم‌ترین عامل‌هایی که فکر می‌کنید موجب موفقیت ایده شما می‌شوند را بیان کنید. این ۳ تا ۵ عامل باید با ارائه واقعیت‌ها و اعداد و ارقام تایید شوند. سرمایه‌گذاران مخاطره‌گر مایلند با واقعیت‌ها و اعداد و ارقام سروکار داشته باشند.
اگر از طرح تجاریتان به‌عنوان سندی برای تامین بدهی یا افزایش سهام شرکتی که قبلا تاسیس شده است، استفاده می‌کنید، باید توضیح بدهید که این سرمایه جدید چگونه استفاده خواهد شد و چگونه در آینده منجر به سود بیشتری می‌شود. نشان دهید که به چه شکلی این سرمایه منجر به گسترش تجارت شما و یا تولید محصولی جدید می‌شود.
سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر غالبا به بازخوردهایی که شما از دیگر افراد فعال در حوزه خودتان مانند دانشمندان، مشتریان و یا مدیران مالی بدست آورده‌اید، بسیار علاقه‌مند هستند. آن‌ها ممکن است در مورد کار‌شناسان ویژه‌ای که شما در مورد ایده‌تان با آن‌ها گفت‌وگو کرده‌اید و نحوه عکس‌العمل آن‌ها سوال کنند. جغرافیا نیز ممکن است با اهمیت باشد. سرمایه‌گذاران ممکن است در مورد محل شما اینکه چه مکانی با طرح تجاری شما سازگاری دارد و بازار هدف سوال کنند.
اگر چیزی در مورد روش و تخصص سرمایه‌گذاران بالقوه‌تان می‌دانید حتما آن‌ها را با دقت در نظر بگیرید. امیدوارید چه کمک دیگری از این سرمایه ‌گذار بگیرید؟ کدام یک از دیگر شرکت‌های فناوری نانو این سرمایه‌گذار را در لیست سرمایه‌گذارانشان دارند و چگونه می‌توانید از تخصص‌های این سرمایه-گذار در شرکتتان استفاده کنید؟
به‌عنوان یک نکته کاربردی، فراموش نکنید که یک جدول‌بندی زمانی واقع‌بینانه برای فعالیت‌های بازاریابیتان داشته باشید. این جدول زمان‌بندی باید شامل تمام مراحل کلیدی مورد نیاز در اولین ماه‌ها یا سال‌های ورود به بازار و همچنین فازبندی کار باشد.
منبع: www. nanowerk. com
پست شده در: نانو فناوری
اولین نفری باشید که این موضوع را می پسندید
logo-samandehi